اولین شب یلدای زیبا
کوچولوهای عشق بابا و مامان ، اولین شب چله زیبا بود . بلندترین شب سال و اولین شب زمستون یکی از شبهای سرد و در عین حال زیبا بود آخه ما همه دور هم مهمون خونه آقا بزرگ یعنی بابا بزرگ مامانی بودیم به افتخار اولین شب یلدای شما کوچولوهای ناز سفره خوشگل و پر از خوردنی چیده شده بود که شیطونی های شما هم پرترش کرد . وقتی بزرگ شدین به بابا و مامان و مامان جون بگین دستتون درد نکنه . انشاا...
بقیه عکسهای خوشگل هم تو ادامه مطلب
حکمرانی 2 نفره به تمام سفره

به به ، اول از همه کادوهامونو از آقا بزرگ و عمه خانم و بابا جون و مامان جون
گرفتیم دستشون درد نکنه.


آیهان خان : آبجی شما اینو نگه دار من برم سراغ اون یکی ها
آیلا خانوم : نترس دارم اسممونو روش مینویسم

آیلا خانم : نیایین جلو این مال من و داداشمه .
آیهان خان : کی جرات داره دس بزنه؟

اوه اوه ، آیلا خانم : برو عقب وگرنه بد میبینی

لباسای خوشگل کادوهای خاله فریبا و عمو جون



اولین شب یلدای زیبا
